منوی دسته بندی

خانم مسلمون

به تاریخ 16 خرداد یکهزار و چهارصد و دو

💥 صبح خوبی شروع نکردم؛ بخاطر شب وحشتناکی که گذروندم. قیامتی بود خونه. از کوچیک و بزرگ همه به هم می‌پریدن. از کلافگی همه‌چیز رو رها کردم و با سرعت…

هرکی دیرتر تموم کنه، برنده‌اس

حدیث‌ها برای زندگی‌اند؛ اونها رو بشنویم با اینکه اهل بستنی نبودم، اما این چند وقته عجیب بهم می‌چسبه. خیلی سریع‌تر از همه تا تهش رو می‌خورم. این اتفاق بسیار برام…

صبحِ تاریک تا سپیده صبح

ساعت حول و حوش دو‌و‌نیم بود که با حسِ سیری شدیدی از خواب، بیدار شدم. با اینکه سه چهار ساعت بیشتر از خوابم نمی‌گذشت، اما حسابی سیرخواب شده بودم. شاید…

تا حالا از خدا، جوابِ قطعی گرفتید؟

پرواز روی ابرهای گوگولی ظهر بود. اما از نور آزار دهنده خورشید خبری نبود. با اینحال عینکم را به چشمانم زدم. از پشت عینک آفتابی، رنگ آبی آسمان پررنگ تر…

رهاسازی افکار

انگاری این خودِ آدم که دشمن اصلی خودشه. مثلِ حالا که دشمنم در حال نوشتنه این متنه. بله، من دشمن خودمم، خیلی هم دشمنم. حالا چرا خودم رو دشمن خودم…

مرگ خوشمزه یا مرگ بدمزه؟ مسئله اینست.

امروز صبح وقتی مشغول گاز زدن به اولین لقمه صبحانه‌ام بودم به این فکر می‌کردم که ده سال پیش، مرگ برام چه معنا و مفهومی داشت. چیزهایی که در ذهنم…

اینجا زمین بازیه

💥اینجا یه مسابقه‌اس که قاعده و قانونش مشخصیه. بعضیا میخوان بازی رو بپیچونن و قوانینش رو؛ بعضیام نه، منصفن، حالیشونه. حواسشون هست کسی برنده میشه که قوانین رو مو به…

برای او که می‌آید

منتظرم، منتظر روی تو این منم، آن شیعه مجنون تو تا به کجا عطر تو و روی تو محسور شود در حرمِ امنِ تو دست به دعا با دل تنگ…