باران برای عشق می بارد

ز تمام بودنی ها تو همین از آن من باش که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد.

دنیا را زیبا کنیم

  • ۶۰
اوایل وسواس پومودورویی داشتم.
می پرسید وسواس پومودورویی یعنی چه ؟
یعنی اینکه دست به کاری نزنی تا مطمئن شوی 25 دقیقه میتوانی بی هیچ حاشیه ای درگیر کاری شوی.
نمی نوشتم.
نمیخواندم.
و کاری در راستای توسعه فردی ام انجام نمیدادم.
حالا اما این وسواس از من گرفته شده است.
همان روزهای اول علاجش کردم.
اما باز گاهی به سراغم می آید.
مثل امروز که به سراغم آمد و یه لگدی حواله اش کردم که برود پی کارش.
میخواستم تمرین رونویسی انجام دهم.
ساعت بیست دقیقه به یک بود.
داشت بازی میکرد.

پومودورو

  • ۳۷

 

تمرین دیشب انجام پومودورو بود.

گفت که هرشب گزارش پومودورو هایی که انجام دادید رو در گروه بنویسید.

و من وسواسی در انجام تکالیقم ،جوری صبح از خواب بیدار شدم که گویی وحی شده تک تک کارها باید پومودورویی و با تمرکز کامل ؛دقیقا در 25 دقیقه انجام بشه.

 که به یک باره ندایی از درون آمد : دختر تو اگه بخوای تک تک کارهات رو پومودورویی انجام بدی که تا آخر شب به هیچ کاری نمیرسی .

قطعا دلم نمیخواست تا آخر شب عاطل وباطل بگردم و منتظر یه تایم پومودوریی باشم که برم کتاب بخونم...موبایل چک کنم...غذا درست کنم ...ظرف بشورم ...حموم برم ... و هزارتا کار دیگه.

قطعا پیدا کردن 25 دقیقه وقت کاملا آزاد که متمرکز فقط به یک کار پرداخته بشه از سخت ترین و تقریبا محالترین کارها محسوب میشه با وجود بچه .

که تایمت بیشتر از اینکه مال خودت باشه مال اون هست .

یعنی به حدی وسواس پومودورویی من رو گرفته بود که حتی دل سریع چک کردن وبلاگ هم نداشتم ودلم میخواست پومودورویی انجام بدم.laugh

خلاصه اینکه خداروشکر همین اول کاری به خودم اومدم و گفتم تو همین راهت رو برو.

حالا یه وقت که خواب بود.

یا باباش بود دو تا پومودورو هم برو.

اگه هم نشد که عیبی نداره مهم اینه تو همین اوضاع درگیری فکری تیک های کارهای روزانه ات رو بزنی و آهسته و پیوسته در مسیر ثابت قدم بمونی...

 

مطالب پیشنهادی اول

مطالب پیشنهادی دوم