روزنوشت های یک مادر خانه دار (خدابامنه)

ز تمام بودنی ها تو همین از آن من باش که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد.

عاشق وجود خود باشیم

  • ۱۱۶

یکایک جنبه های وجود ما به درک و مهربانی نیاز دارد.

اگر ما مایل نباشیم که این محبت را نسبت به خود روا داریم،چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم که جهان آن را نثار ما کند؟

هستی،همانگونه است که ما هستیم.

عشق نسبت به خود باید در وجودمان رسوخ کند و تمامی سطوح ان را در برگیرد.

برخی وجود درونی خود را دوست دارند اما نمی توانند بیش از یک دقیقه سر و وضع خود را در آیینه ببینند(این قسمت منم وقتی که موهام توسط یک فرد نابلد تا نا کجا کوتاه می شود ،فرد نابلدی که اتفاقا هر روز هم جلوی چشمانم رژه میرود و میگوید خیلی هم خوب شده است و بعد گذشت سه ماه هنوز هیچ آثار قشنگی ای در موهایم دیده نشده است و ما همچنان به انتظار نشسته ایم تا این پستی ها و بلندی ها درست شوند و در این بحبوحه نوشتن بویی بس ناخوشایند به مشام این جانب رسیده است که انار لازم شده ام که بو را بشوید و ببرد و حال معده مان را آرام کند و سرگیجه مان را تسکین دهد.حالا وسط حرفهای دبی فورد اینم بگم اگه انار نبود ها واقعا در زجر بودم تو این شرایط حساس به بو )

و ادامه حرفهای قشنگ دبی فورد :

و برخی دیگر از همه پول وقتشان را صرف ظاهر می کنند و از آنچه در درون دارند بیزار هستند.(خب یه کم به درون خودت برس خواهر من برادر من ؛درونت که آروم باشه؛حال دلت خوب میشه دیگه هم حرص اینو نمیخوری که چرا دماغ فلانی قشنگتر از دماغ من عمل شده.اصلا دیگه سراغ عمل مماخت نمیری که بخوای حرص بخوری ؟! چرا واقعا واسه ظاهر اینقدر راحت تر هزینه میشه تا درون ؟! در صورتی که همه میدونن اگه درونمون حالش خوب باشه ما برنده این زندگی هستیم)

اکنون زمان آن است که عاشق وجود خود باشیم .

یکایک اجزای ما موهبتی را در بردارد .

با دوست داشتن و در آغوش کشیدن تمامی وجودمان می توانیم حقیقتا همه افراد را دوست بداریم و در آغوش بکشیم.

از کتاب "نیمه تاریک وجود"

توصیه :یه تیکه از پوست نارنگی هم همیشه کنار دستتون باشه برای مواقعی که به انار دسترسی ندارید.

انجیر

  • ۱۲۸
این روزها یه عشق جدید پیدا کردم؛البته یه عشق نه چندتا عشق.اما ارادت خاصی به ایشون پیدا کردم:انجیر جان جانان.
یه جوری کشته مرده انجیر شدم که فقط خدا میدونه و بس.
انقدر عاشقش شدم که خواب می بینم قحطی انجیر اومده.
اما من عین خیالم نیست.
برای اینکه یه عالمه انجیر تو فریزر یخچال برای خودم جاساز کردم.
وخودم رو خوشبخت ترین محتکر دنیا میدونم.
رنگ انجیر
بوی انجیر
مزه انجیر
اسم انجیر
همه و همه شون باعث میشه اشک تو چشمهام حلقه بزنه.
و در حال تجربه مادرانگی جدیدی هستم ،خیلی خیلی متفاوت تر از قبلی.
اینبار حسابی با بوها و مزه ها در جنگ و گاهی در دوستی شدیدی هستم.
 

مطالب پیشنهادی اول

مطالب پیشنهادی دوم