باران برای عشق می بارد

ز تمام بودنی ها تو همین از آن من باش که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد.

زندگی به سبک سکوت

  • ۲۹

 

چند خطی نوشته بودم و در نهایت حدیثی از رسول اکرم (ص) :

"زمانی به مردم رسد که راستگو را تکذیب کنند و دروغگو را تصدیق کنند.

امین را خائن شمارند و خائن را مومن پندارند.

مرد بی آنکه شهادت از او خواهند شهادت دهد و بی آنکه قسم از او خواهند قسم خورد.

خوشبخترترین مردم فرومایه پسر فرومایه باد که به خدا و پیغمبرش ایمان ندارد."

در پسش نوشتم گله ام از کسی نیست جز از خدا و امام زمانش؟! نمیدانم بدتر از اینهایی که داریم هر روز و هر لحظه می بینیم چه چیزهای دیگری میتواند وجود داشته باشد که نمی آید؟! ...

 پستم را پاک کردم از ترس . ترس از دست دادن آرامش .یا کوبیدن پتکی بر سرم آن هم از سر بی گناهی .

ترس همه وجودم را گرفت.

زندگی پسرکم بدون من ؟! تو دنیایی که هیچ چیزش سر جای خودش نیست چگونه خواهد شد.

ترسیدم با اینکه هیچ چیز خاصی نبود.

اما انقدر همه چیز بی حساب کتاب هست که همان چیزی که هیچ چیز  نبود بشود همه چیز.

دیگر به صفحات آخر کتاب سوءقصد اثر هری مولیش رسیده بودم.

کتابهایی که شروع میکنم اکثر مواقع موضوعشان ربط پیدا میکند به حال و هوای آن لحظه زندگیم.

مثل حس مبارزه طلبی .

دیگر بر همه روشن است  آدمهایی که زندگی مان به دست آنها می چرخد ، می توانند به راحتی بی حساب کتاب ،بی هیچ مدرکی و حتی گناهی به راحتی سرت را زیر آب کنند.

مثل خانواده آنتون استینوایک.پسری که در 12 سالگی وقتی مشغول انداختن تاس منچ بود در سکوت خانه شان ،پدرش مادرش برادر بزرگترش را از دست میدهد بخاطر  اتفاقی که هیچ ربطی به زندگی آنها نداشت.

داشتم با خودم کفر میگفتم : "خدایا واقعا هستی ؟! چرا باید نقد را رها کنیم و بچسبیم به نسیه ؟! اگه قرار بود از همان اول در جهنم زندگی کنیم خب دیگه چرا دنیامان آوردی.از هما ن بسته شدن نطفه مینداختیمان در جهنم. تا کی آدمهایی که نباید باشند باید در این زمین جولان دهند ؟!"

همان جا بود که پانویس صفحه ای از کتاب جلوی چشمهایم رژه رفت:

"خدا او را آزمایش می کند.

اموالش ربوده می شود.

پشتش می شکند.

پسرانش کشته می شوند.

اما او از عبادت خدا بر نمی گردد.

سرانجام برکت از دست رفته ی خود را دوباره به دست می آورد."

حضرت ایوب را می گوید این بخش از کتاب.

درود بر رسول خدا (ص) - صحیفه سجادیه

  • ۳۱

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

خداوندا ! بر محمد که امین وحی تو ، و  برترین بندگان توست ، درود فرست که پیشوای رحمت و قافله سالار خیر ونیکی و کلید برکت و خجستگی است.

همچنان که جان خویش را در انجام دادن فرمان تو به سختی و مشقت واداشت .

در این راه ، تن خود را آماج بلا و مصیبت گردانید و در فراخواندن مردم به آیین تو با تبار خویش در افتاد.

و وابسته ترین نزدیکان خود را به سبب انکارشان دور گردانید و دورترین مردم را به پاس اجابت دعوت توحید ، به خود نزدیک ساخت .

و به خاطر تو دورترین مردم را به دوستی و محبت برگزید و با نزدیک ترین آنان دشمنی ورزید.

 

***

 

"کار همه پیامبرها سخت بوده.اما فکر کن اگه آخری باشی ؟! و بعد تو حجت تمام بشه."

حضرت محمد (ص)  برگزیده خدا شد در میون افردای که شهره بودن به جاهلیت .

سخت بود ، حتی تصورش هم برای من سخته.

 

 

مطالب پیشنهادی اول

مطالب پیشنهادی دوم