خدا با منه

ز تمام بودنی ها تو همین از آن من باش که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد.

آفرینش جهان

  • ۸۱

... آب ساکن را به طرف آب متحرک راند تا قسمت های بلای آن بالا آمد و از مجموع آن کفی بیرون افکنده شد.

پس پروردگار آن کف را در هوایی آزاد و جوی وسیع بالا برد.

آنگاه از آن کف ، آسمان هفتگانه را بدون هیچ عیب و نقصی بیافرید و در زیر آن آسمان ها موجی خلق کرد که ریزش نکند و بر بالای آن سقفی محفوظ و طاقی بلند و بی ستون قرار داد که آسمان ها را به ستاره های درخشان و تابان آراسته کرد و خورشید نورافشان و ماه پرتو افکن را در آن روان ساخت، در حالی که هر یک از آن ستاره ها و خورشید و ماه را در چرخ گردان دور زننده و در جنبش در آورد.

خطبه 1 نهج البلاغه

  • ۷۲

سپاس خدایی را که هیچ سخنوری توانایی ستایش او را ندارد و هیچ حسابگری نمی تواند نعمتهایش را شماره کند و کوشندگان جهان قادر نیستند حق او را ادا کنند.

پروردگاری که افکار بلند,قدرت درک او را ندارند و انسانهای زیرک با همه هوش و استعدادشان نمی توانند به کنه ذات او دست یابند.

خدایی که صفاتش را پایانی نیست و با صفات مخلوقاتش نمی توان او را شناخت . و این مربوط به زمانی معین و یا طولانی نیست.

او موجودات را با قدرت خویش آفرید و با لطف ورحمتی که نسبت به بندگانش داشت.بادها را پراکنده ساخت و توسط کوه ها لرزه زمین را مهار کرد.

قدم اول در دین ؛ شناخت پروردگار است و شناخت کامل او درست باور کردن اوست و کمال درست باور کردن او یگانه دانستن اوست. و کمال یگانه دانستن او اخلاص به اوست و کمال اخلاص به او زدودن صفات از اوست.

او بوده و هست و تازه به وجود نیامده است ؛ با همه چیز هست اما نه اینکه همنشین آن باشد و غیر از هرچیزی است نه بدان معنی که از آن کناره گیرد.انجام دهنده هرکاری است اما نه با حرکات و وسایل , از اول بینا بود در آن هنگام که موجودی را خلق نکرده بود تا با آن موجود انس گیرد و یا از فقدان او در وحشت افتد.

خطبه38

  • ۷۴
دوستان خدا با روشنایی یقین ، سیر می کنند و راهشان راه هدایت و نیک بختی است.
و اما دشمنان خدا وسیله دعوتشان گمراهی است و راهنمایی شان کوردلی است.
کسی که از مرگ می ترسد ، راه فرار از آن را ندارد و آنکه علاقه مند به ماندن است، همیشه نمی ماند و بالاخره یک روز باید برود.

خطبه 63

  • ۷۷

معمولا خلاصه یا چند خطی که خیلی برام دلنشین میشه رو مینویسه اما این یکی خیلی خوبه باید از صفر تا صدش نوشته بشه :

 

در ترغیب مردم به کارهای پسندیده عنوان شده

 

ای بندگان خدا از خدا بترسید و قبل از پایان زندگی به کارهای پسندیده بپردازید .

با چیزی که  در اختیارتان نمی ماند و از دست می رود چیزی را خریداری کنید که جاودانه برایتان می ماند.

آماده سفر آخرت باشید زیرا که پی در پی در بردن شما تلاش می کنند و آماده مرگ باشید که سایه خود را بر سر شما افکنده است.

همانند آنهایی باشید که وقتی بانگی برایشان زدند بیدار شدند ، دنیا را سست دیدند و دل از آن کندند.

خداوند تبارک و تعالی شما را عبث و بیهوده نیافریده( کاش میفهمیدم این جمله رو فقط همین جمله رو همین یکی رو فقط )

و شما را یله و رها نکرده که هرکاری دلتان خواست انجام دهید.بین شما و بهشت و یا جهنم فقط یک مرگ فاصله است.

براستی عمری که هر لحظه از آن کم می شود و مرگ آن را از بیخ و بن براندازد چقدر کوتاه و اندک است . مرگی هم که اینک غایب است و گذشت شب و روز آن را میخواند ، سزاوار است با عجله به سراغ ما آید و مسافری که نتیجه کارش سعادت و یا شقاوت است مستحق بهترین آمادگی است.

بنابراین در دنیا از دنیا آنچنان توشه بردارید که فردا از شما دستگیری کند.

پس بنده باید از خدای خویش پروا داشته باشد ، خیرخواه خود بوده و قبل از رسیدن مرگ توبه کند.

بر شهوت خود چیره شود و آن را به حال خود نگذارد زیرا که مرگ پنهان است و آرزوهایش او را فریب می دهند.

و شیطان با او همراه بوده ، معصیت را برای او آرایش می دهد تا بر او سوار شود تا آنجا که وی را وادار می کند توبه اش را به عقب اندازد و در حالی که در خواب سنگین غفلت به سر می برد ناگهان گرفتار چنگال مرگ می گردد.

ای وای و حسرت بر آن انسان غفلت زده ای که عمرش برای او دلیل و حجت است و روزهای زندگی اش او را به تباهی و بدبختی کشاند.

از خداوند سبحان می خواهیم که ما و شما را از کسانی قرار دهد که نعمتهای الهی باعث طغیانشان نگردد و هیچ چیز آنها را از اطاعت پروردگار غافل نکند و بعد از مرگ ندامت و پشیمانی حاصل کارشان نباشد.

 

پایان/

 

خطبه 109

  • ۸۱

 

امروز شنبه است و به روال شنبه ها میرم سراغ نهج البلاغه و یه صفحه ای رو به صورت رندم انتخاب میکنم و شروع میکنم به خوندن خطبه.

در بخشی از خطبه میخوانیم :

"زیاد به یاد خدا باشید که بدون تردید یاد خدا بهترین ذکر است و به آنچه خداوند به اهل تقوی وعده داده تمایل نشان دهید که براستی عده پروردگار راست ترین وعده هاست.

قرآن را بیاموزید که نیکوترین گفتارهاست و خوب در آن دقت کنید که بهار دلهاست و از نور* آن طلب شفا نمائید که شفای سینه هاست و آن را خوب تلاوت کنید که پرفایده ترین داستانهاست."

**

گفت دوستت دارم .

گفتم اگه دوستم داری باید به حرفهام گوش بدی.

گفت گوش میدم

گفتم نماز بخون برای من.

وضو گرفت و اومد.تو تاریک روشن اتاق اقامه نماز مغرب رو گفت.

بغض داشتم که گریه شد و گفتم :"قرآن رو بهمون داد و گفت این کتاب معجزه است.

معجزه ای که تو اکثر خونه ها هست و آدمهای کمی هستند که میرن سراغش ،بازش میکنند و دو خط ازش میخونن بهش فکر میکنن و حال دلشون رو خوب میکنن.

چرا قدر دان معجزه ای که اسمش قرآن هست رو نمیدونیم ؟!"

خطبه 85

  • ۹۴

 

"خداوند تبارک و تعالی از رازها و خبرهای درونی مطلع است .او به همه چیز احاطه دارد و برهرچیزی مسلط و تواناست.

پس هریک از شما باید در روزهایی که فرصت هست و اجل فرانرسیده و وقت کافی وجود دارد و هنوز گرفتار نشده کاری بکند و به وظایف خویش عمل نماید.

در روزهایی که نفس بالا می آید و راه آن را نبسته اند و می تواند برای خود قدمی بردارد و از پیش برای جهان آخرت توشه آماده سازد.

 

خداوند تبارک وتعالی شما را عبث وبیهوده خلق نفرمود و شما را به حال خودتان نگذاشت تا هر کاری  دلتان خواست از روی جهل و کوردلی انجام دهید.

 

بی گمان پروردگار اعمال و آثار خوب و بد شما را بیان کرده و حدود هریک را معین فرموده و کارهایی که جزء وظایف شماست برایتان تعلیم داده و زمان مرگتان را در دفتر تقدیر نوشته است."

 

یک خطبه تقریبا دو صفحه ای که در بیان صفات الهی مردم وترغیب آنان به بندگی و عبادت است.

خدایا آگاهی از راز دلم؛ از خواسته های کوچک و بزرگ زندگیم ؛

از ترسهام از آرزوهایی که گاهی حتی  شرم به زبون آوردنشون رو دارم؛

از خواسته های شیطانی که از ذهنم میگذره و اون لحظه  سریع به خودم میام و میگم:خداجانم این من نبودم مبادا به حساب من بنویسی.

تو میدانی ، همه چیز را.فرقی ندارد به زبان بیاید یا در دل گفته بشود یا که نه.تو از اصل ماجرا خبر داری و همان را خواهی کرد که به صلاح است.

برای کسانی که به تو ایمان دارند خیر وصلاحت را بیشتر کن و گمراهان را به راه خود هدایت فرما.

رسالتم را پیدا کرده ام.

اکنون که در ابتدای راه هستم کمکم کن تا بتوانم به  بهترین شیوه اعمالم را انجام دهم و پیش تو رو سفید گردم.

آنروزی که مرا فرامیخوانی با کوله باری از عشق و آرامش به سوی تو لبیک بگویم و به آغوشت بازگردم.

"خداوند تبارک و تعالی شما را عبث وبیهوده خلق نفرمود "و من همچنان در تکاپوی رسیدن به این پاسخ که حکمت خلق بشریت چه بوده است؟!

 

#خدابامنه

خطبه 112 نهج البلاغه

  • ۸۹

" شما را از دنیا  برحذر میدارم،زیرا که خانه ایست ناپایدار و جایی نیست که انسان قرار و آسایش داشته باشد.

 

هر چه در دنیا جمع شود از بین می رود.

 

در خانه ی ویران شدنی ،خیری نخواهد بود و عمری که چون آذوقه خورده می شود و تمام می گردد چه ارزشی دارد و روزهای زندگانی که مانند راه پیمودن مسافر سپری می شود چه لطفی دارد؟!

 

نه به همدیگر کمک می کنید و نه خیرخواه همدیگر هستید.نه به یکدیگر چیزی می بخشید و نه با هم پیوند دوستی برقرار می سازید.

*-

این چه حسابی است که به کم دنیا که به دست می آورید خوشحال می شوید،ولی وقتی چیزهای فراوانی از آخرت از دستتان می رود اندوهناک نمی گردید؟! "

 

حضرت علی (ع) می فرمایند: هر چیزی که خداوند یکتا از تون به عنوان برترین مخلوقات خواسته رو انجام بدهید تا شاید اینگونه حقی که به گردنتان هست را به جا بیاورید.

 

-چحوری دلشون میاد گرون فروشی کنن؟ احتکار کنن ؟ مگه خودشون زن و بچه ندارن ؟ یا پدر و مادر یا اصلا خواهر و برادر و یه کس و کاری که دلشون به حالش بسوزه ؟

 

جواب میده : جاشون نیستم که بدونم.

 

- لازم نیست جاشون باشی فقط کافیه انسان باشیم تا بدونیم نباید اینکارو به هیچ عنوان انجام داد.

 

شاید آب خوش از گلوشون پایین بره.

 

شاید شبها سر راحت روی بالشت بذارن

 

شاید عین خیالشون هم نباشه.

 

اما        اما         اما

 

بی شک همه این آدمها که بویی از شرافت و انسانیت نبردن روزی فرشته مرگ رو ملاقات خواهند کرد.

روزی که دیر شده.

خیلی دیر.

روزی که طعم تلخ بدی بیشتر از هر بار دیگه ای بهشون فشار میاره و دستشون از انجام هرگونه اصلاحی کوتاهه.

 

من اون دنیا رو قبول دارم.

 

راستش هنوز برام این سواله که : هدف خلقت انسان دقیقا چی بوده ؟! و همچنان به نتیجه ای نرسیدم.

 

اما خدا رو باهمه اعضا و جوارحم قبول دارم.

 

قطعا خودش رو تو زندگی همه ما ها نشون داده.

 

خیلی ها ندیدنش  و خیلی ها هم دیدنش.

 

هر روز می بیننش ،باهاش مثه یه دوست حرف میزنن ،

 

معاشرت می کنن

 

درد ودل میکنن

 

قهر میکنن

 

دعوا می کنن

 

اما اول و آخرش بیخ ریش همدیگه اند و همه جوره هم رو میخواهند.

 

 

#خدابامنه

مطالب پیشنهادی اول

مطالب پیشنهادی دوم