باران برای عشق می بارد

ز تمام بودنی ها تو همین از آن من باش که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد.

و معجزه قرآن

  • ۸۰

 

یک آیه را بگذار جلو چشمانت و ببین که چه به تو می گوید؟

آنوقت تو هم به وادیان عاشقان آیات الهی پا می گذاری.

 

باید از ایده هایمان می گفتیم.

سفری به قلب قرآن

  • ۸۳

سوره "یس"

 

به نام خداوند مهرگستر مهرآفرین

 

 

عشق بازی با آیات 1 تا 10

 

 

دلم میخواهد راز "یس" را بفهمم.

راز این دو حرفی که کنار هم نوشته میشوند و یاسین خوانده میشود.

مگر نه اینکه رمزها برای رمزگشایی هستند و ما اشرف مخلوقات.

راز خلقت

  • ۲۹

به نام خداوند بخشنده مهربان

و آنگاه بر آدمیان نعمت ارزانی شد که پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمین جانشینی قرار خواهم داد. فرشتگان چون می دانستند که موجودی که در زمین زندگی میکند،روی به تبهکاری می آورد؛گفتند : آیا در زمین کسانی را می گماری که در آن فساد می کنند و خون ها می ریزند،در حالیکه ما همراه با ستایش تو ،تو را تسبیح میگوییم و تقدیس میکنیم؟

گفت: من چیزهایی میدانم که شما نمیدانید.

 

"به زبان سپیده ":

 

نعمت زندگی انسانی،خبری که خداوند به فرشتگان آسمان داد.

گفتند:چرا ؟

آیه 14 و 15 یس

  • ۳۰
به نام خداوند بخشنده مهربان
آیه 14.
آنگاه گه دو نفر از پیامبران خود را به سوی آنان فرستادیم؛پس تکذیبشان کردند .سپس با شخص سومی آن دو را پشتیبانی کردیم ، پس گفتند:همانا از طرف خدا به سوی شما فرستاده شده ایم.
آیه 15.
کفار گفتند: شما جز بشری مثل ما نیستید و خدای رحمان چیزی بر شما نازل نکرده است،شما در این ادعا جز دروغ نمی گویید.
***
دو نفر از پیامبران خدا (یا به روایتی دیگر از حواریون ) برای هدایت مردم به روستای انطاکیه رفتند.
اما اهالی، آن دو نفر را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
خداوند نفر سومی را مامور هدایت مردمان آن روستا قرار داد.
نفر سوم هم برای نجات دوستانش از مهلکه ای که گیر افتاده بودند و هم برای هدایت به سمت انطاکیه راهی شد.
راستش دارم فکر میکنم یعنی اون دو نفر چه چیزی ممکنه گفته باشند که مردم روستا باهاشون اینجوری رفتار کردند.
قطعا خدا جز خوبی و نیکی چیز دیگه ای از انسانهای روی زمین نخواسته.
اصلا به فرض محال از سمت خدا هم نباشند؛کسی که حرف خوب میزنه، کسی که از نیکی میگه ، از خوبی میگه .باید چشم بسته قبولش کرد.نه اینکه تیشه به ریشه اش زد.
دنیا قشنگ خواهد شد بدون شک اگر فقط از خودمون شروع کنیم برای قشنگ شدن و بهتر شدن .
 

بید و بلوط

  • ۴۲

 

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

خداوند در سوره مبارکه روم آیه  60 میفرماید :

 

پس صبر پیشه کن که همانا وعده خداوند حق است،و کسانی که به راه حق یقین ندارند تو را به سبک سری وادار نکنند.

 

 

در مسیر زندگی همانند درخت بید عمل کنیم خم شویم اما چون بلوط مقاومت باشیم. انعطاف در عین اقتدار ؛ آنگونه است که ناملایمات روزگار نمیتواند گزندی به ما برسد.

 

 

آیه 12 و 13 سوره یس

  • ۳۹

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

آیه 12

 

بی تردید ما مردگان را زنده میکنیم و آنچه را پیش فرستاده اند از ( خوبی ها و بدی های ) برجا مانده از ایشان را ثبت می کنیم و همه چیز را در کتابی روشن ( که اصل همه کتابهاست و آن لوح محفوظ است ) بر شمرده ایم.

 

 

"دادگاه الهی پیش روی همه روشن است .

همه مردگان زنده خواهند شد.

تک تک اعمال آنها ثبت می شود و آثار به جای مانده از اعمال آنها نیز هم. چه خوب که کار خوب از خودمون به جا بذاریم و پیامدهاش رو حتی پس از مرگ به نفع خودمون ببینیم.

چی بهتر از خوب بودن؟

از مهربونی کردن ؟

از هوای همدیگه رو داشتن ؟"

 

 

آیه 13

 

برای آنان که باتو برخورد خصمانه دارند اهل آن شهر را مثل بزن ؛ هنگامی که پیامبران به آنجا آمدند.

 

"شروع داستانی واقعی ، داستان پیامبرانی که به سمت مردم رفتند تا آنها را هدایت کنند.

داستان انسانهایی که به پیامبری برگزیده شدند و برای انجام رسالتی که به گردنشان بود از جان و دل مایه گذاشتند."

 

ادامه دارد ...

خدا

  • ۴۵

ناراحتید ؟

احساس دلتنگی می کنید ؟

 من فقط به اندازه یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید ...

دوستدار شما " خدا"

 

***

و خداوند در سوره مبارکه اعراف آیه 25 می فرماید :

 

"و پروردگارت را از روی خوف و تضرع، آهسته و آرام در دل خود و در هر صبح و شام یاد کن و از غافلان مباش."

از زبون یه نی نی

  • ۴۷

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

آیه های 10 و 11 سوره یس

 

 

آیه 10

 

حکایت بچه هایی که گوششون به هیچ صراطی مستقیم نیست. و کار خودشون رو می کنن و هرچی هم بهشون بگی نکن بازهم کا رخطرناک انجام می دهند.اونها می دونن کارشون خوب نیست اما از سر لجبازی اون کارها رو انجام میدهند.

بعد از یه مدت هم مامانشون بی خیال میشن و دیگه بهشون تذکر نمیدن چونکه فهمیدن فایده ای نداره و آب در هاون کوبیدن و یه جورایی خود دانی دیگه من کم آوردم...

 

آیه 11

 

از زبون یه نی نی :

"منو یاد وقتی میندازه که مامانم مراقبمه تا کار خطرناکی انجام ندم.مثلا وقتی میرم سمت اجاق گاز و میخوام شعله گاز رو دست بزنم . برای اینکه متوجه کارم بشم ،سریع دستهایش رو به هم می کوبونه و با صدای محکم اما لحن آرومی اسممو صدا میزنه و میگه : نه نه نه ...

و من می فهمم اون کار خطرناکه و نباید انجامش بدم.

مامانم منو از اون کار میترسونه تا بهم صدمه ای وارد نشه.

مامانم همیشه حواسش بهم هست .مثه خدا که همیشه حواسش بهم هست.

وقتی می فهمم کارم اشتباه بوده ؛سریع میرم مامانم رو بغل میکنم تا منو ببخشه و ازش تشکر میکنم که همیشه و همه جا کنارمه.

 

آیات 4 تا 10 قلب قرآن

  • ۴۰

بسم الله الرحمن الرحیم

آیه 4 .

محمد (ص) بر راه راست قرار گرفته است.راهی که به خدا منتهی می شود و به نیک بختی خواهد رسید.و مسئول هدایت مردمان شده.به چی ؟ به راه راست، راه دوستی. راه عشق و خوبی و در نهایت راه خدا.

 

آیه 5.

خدا میگه :برای همین منظور بهش یه کتاب دادیم و اسمش رو هم گذاشتیم قرآن.

قرآنی که سوره به سوره و آیه به آیه آن به محمد (ص) وحی شد و او مو به مو برای نسل های آینده باقی گذاشت و حتی ذره ای در امانت خدا خیانت نشد.

میدونی قرآن تنها کتاب آسمانیه که تحریف نشده.

پس خوشا به حال دل ما مسلمون ها که دسترسی کاملی داریم به یه راهنمای همه فن حریف که از سوی خالق خنده ها و خوشی هاست.

 

آیه 6.

تو مبعوث شدی تا با قرآنی که خدا بهش قسم میخوره به یاری مردمی بری که خبر از این لطف الهی ندارند و تو عالم خیال و باطل خودشون روزگار می گذرونند.باید به اونها خبر بدی و آگاهشون کنی تا از خواب غفلت بیدار بشن.اونها رو به عذاب الهی هشدار بده.

 

آیه 7.

رسالتت اینه که مردم رو از خواب غفلت بیدار کنی و اگه خودشون تصمیم به ادامه خوابیدنشون داشتند ؛ دیگه خودشون میدونن و خدای خودشون.

اونها قطعا میدونن که کلام حق حقیقت محضه. اما نمیخواهند باور کنند چرا که شیطان در پوست و گوشت و استخوانشون رخنه کرده؛نه اینکه خدا خواسته باشه اونها خودشون به شیطان این اجازه رو دادند و در نهایت خودشونن که ضرر می بینند.

 

آیه 8 و 9 .

 

چشم هام رو میبندم و سفر میکنم به دونه دونه کلمه های این دو آیه ...

خودم رو میذارم جای یه فرد گنه کار (همونی که خدا تو قرآنش کتاب آسمونی و قشنگش به اونها هشدار داده که خوب باشن و خوب نموندن)

غل ؟ حتی فکر اینکه اسیر غل و زنجیر باشی هم حس خفگی بهت دست میده چه اینکه بخوای درگیرش هم بشی.یه طناب به قطوری کل گردنم بهم وصل کردند...

 یه لحظه دو تا دستهام رو دور تا دور گردنم می پیچونم . وای نه ؟! وحشتناکه.

دو قطره اشک از چشمهام سرازیر میشه.

من نمیخوام این اتفاق برام بیفته.

خدا کار سختی ازم خواسته که نتونم انجامش بدم ؟

یادم نره که وعده خدا راست و اتفاق میفته...

به خدا ایمان آوردن جز حس آرامش ، جز حالِ خوبِ دل نتیجه دیگری نداره که مومن به ذات مقدس الهی نمی شویم؟

در پس هر سختی آرامشی نهادیم.

مسلما انسان واقعی بودن در این بل بشوی روزگار کار آسونی نیست اما نشدنی هم نیست و به نتیجه اش می ارزه.

 

آیه 10.

و آنها را بترسانی یا نترسانی یکسان است .چون دانسته با حق عناد می ورزند؛هرگز ایمان نمی آورند.

 

ادامه دارد ...

ورود به قلب یه دوست خوب و واقعی

  • ۳۷

وقتی دلت میخواد یه عالمه کتاب بخونی و وقت نمیشه تنها راهی که به ذهنم رسید چیدن برنامه هفتگی بود.

اینجوری دیگه بهونه هم نمیشه آورد.

دیگه در طول روز یکی دو ساعت این وسط ها پیدا میشه که برای دل خودت کارهایی که دوست داری رو انجام بدی.

مثلا  خوندن کتابهایی که برات مقدس اند.

قبلا راحت میخوندم حداقل روزی دو صفحه با آرامش کامل .یه هایلایت سبز رنگ دستم بود تا قسمتهایی که خوشم میومد و حسابی به دلم مینشست رو باهاش بولد کنم و یه خودکار آبی و دفتر مخصوص هم کنار دستم .تا وقتی که خوندنم تموم شد قسمتهای هایلایت شده رو منتقل کنم به دفتر.

این یه حرکت خودجوش بود.یه حرکت خودجوشی که به شناخت بیشتر خودم منتهی شد و چیزی جز سود عایدم نشد.

اینروزها دور شدم و این شد که برنامه هفتگی ریختم برای رسیدن به کارهایی که قبلا انجام میدادم یا دوست داشتم که انجام بدم و ازشون غافل شدم.

مثلا یادمه خیلی دلم میخواست نهج البلاغه رو بخونم.وقتی مجرد بودم کتاب نهج البلاغه مدام جلوی چشمهام بود و اگه بگم فرصت نمیشد که خیلی بهونه الکی و غیر قابل قبولی آوردم ؛شما بشنو و باور نکن که فرصت نشد. تنبلی میشد در اصل که خونده نمیشد علیرغم علاقه و کنجکاوی زیادی که به خوندن مداومش داشتم.

بعد ازدواج خیلی گشتم دنبال یه کتاب نهج البلاغه که هم بیان شیوایی داشته باشه هم جلد زیبا و هم خط خوانا و صفحات جذاب؛اما پیدا نکردم.

یادمه یه روز از روزهای بارداری که خونه بابا بودم پامو کردم تو یه کفش و گفتم من میخوام این کتاب رو ببرم از اونجایی هم که سنگین بود دخترخاله ام زحمتش رو کشید و آورد تا خونمون.

اونشب دخترخاله جان تا صبح از درد دست به خودش پیچید.

و من اون کتاب رو فقط از مکانی به مکان دیگر منتقل کردم و همچنان بی استفاده فقط جلوی چشمهام بود.

انجام برنامه هفتگی اونهم اگه خودت رو مقید کنی به نوشتن و انتشارش با همه کم و کاستی هاش فکر کنم به اینکه رو روال بیفتم کمک شایانی کنه.

امروز دوشنبه است.من برای دوشنبه ها کتاب قرآن رو انتخاب کردم.

خیلی از کارها باید روزانه انجام بشه .اما خیلی از کارها هم تو حجم کارهای دیگه گم میشه و اگه برنامه روزانه براش بریزی بهش نخواهی رسید و این باعث آشفتگی ذهنی و رسیدن به این نتیجه شوم که وای چقدر من به درد نخورم خواهد شد .پس من برای خودم چهار نوع برنامه ریختم.روزانه ، هفتگی ،ماهانه و سالیانه.

دیگه بهتر که سخن کوتاه کنم وبرم سر اصل موضوع روزهای دوشنبه خودم :

روزهایی که همسر محترم مشغول آماده شدن برای کنکور ارشد بود ؛وقتی میرفت کتابخونه برای من تفسیر های قران رو میاورد و هر هفته یک کتاب تفسیر.البته من فقط بخش سوره یاسین رو میخوندم.اونروزها که دقیقا مصادف بود با ماه رمضون سال پیش همه فکر و ذکرم شده بود فهمیدن قلب قرآن.

اینها برداشت های دلی من از آیه به آیه قلب قرآن.

"سوره یاسین "

بسم الله الرحمن الرحیم

آیه 1- دلم میخواد راز "یس" رو بهمم آخه قلب قرآنه.میدونی اگه به قلب یه نفر دست پیدا کنی کل وجودش مال تو میشه.

قرآن معجزه خداست.معجزه ای که تو همه خونه ها میتونه باشه.سفر کنیم به درونش و بفهمیم آیه به آیه اش رو تا بتونیم به برکت وجودش زندگی مون رو معجزه وار زندگی کنیم .

 آیه 2- خدا به قرآن سوگند میخوره.خدایی که خودش خالق جهان هست برای بیان مطالب به قرآنش قسم میخوره تا عظمت و بزرگی قرآن رو به وضوح درک کنیم . قسم میخوره به قرآن؛قران حکیم .یعنی میخواد چه چیز مهمی رو یادآور بشه ؟!

قرآنی که میتونه راهنما و پیشوای ما انسانها باشه و مثل یه دوست خوب همیشه و همه جا راه درست رو بهمون نشون بده بی منت و حرف پس و پیش.چی بهتر از این؟ مگه هممون تو دنیا آرزوی داشتن یه دوست واقعی رو نداریم.

خب چرا قرآن رو انتخاب نکنیم ؟

آیه 3- که محمد (ص) کسی است که از جانب خدا به پیامبری فرستاده شد تا مردم رو هدایت کنه. خدا به قرآن قسم میخوره تا حقیقت رسالت حضرت محمد (ص) رو بیان کنه.

یه لحظه فکر کن به شان حضرت محمد(ص) ؟

محمدامین (ص) کسی است که خدا از بین همه انسانهای اون دوره منتخبش میکنه به پیامبری .

امین دستورات الهی خودش دونست و خواست که حرفهاش از جانب حضرت محمد به بنده های دیگرش برسه.

.

.

.

و ادامه دارد...

مطالب پیشنهادی اول

مطالب پیشنهادی دوم