روزنوشت های یک مادر خانه دار (خدابامنه)

ز تمام بودنی ها تو همین از آن من باش که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد.

مادری در مخمصه

  • ۹۶

سوالهای امروزش به وقت سومین روز از پیاده روی ؟!

  • چرا آدما رو زمین  آَشغال ریختن؟!
  • چرا بچه ها دارن تو کوچه بازی میکنن؟!کوه معلومه اما کرونا هست.(منظورش از کوه معلومه اینه که هوا آلوده نیست)
  • چرا بچه توپش رو گرفته دستش؟! (میدونه توپی که پا بهش میخوره رو نباید به دست و لباس زد)

چی باید گفت به پسر 3 ساله ای که دانسته هاش کاملا مغایر با مشاهداتشه.

روغن

  • ۱۰۷

پیرمرد روغن ذرت نیم کیلویی رو به صندوقدار داد .

سحرخیزی

  • ۱۱۴

از اینکه سحر خیز هست خیلی خوشحالم.

از اینکه میتونه رفتن تاریکی و اومدن روشنایی رو همزمان از پشت پنجره ببینه.

از اینکه زمستون هست و شب زود میاد و دیر میره؛تا هم غروب بشه سهممون از روز و هم طلوع .

بارها بهم پیشنهاد دادند که ساعت خوابش رو تغییر بده .

اما نامردیه اگه این فرصت رو ازش بگیرم؛کاری که من چندین و چندسال خواستم انجامش بدم و نتونستم؛سحرخیزی.

حالا بعد از سه سال و دو ماه که از تولدش میگذره؛ میتونم ساعت 6 سرحال بیدار بشم،چند دقیقه بعداز پسرک اما سرحال با نوای دلنشین مامان گفتن هاش.

چالش 50 روزه

  • ۱۰۸

دیشب بهم پیشنهاد داد که علاوه بر پخش قرآن شبانه واسه پسرا،شعرخوانی هم بذاریم.

حافظ ،سعدی،اخوان ،مولوی و هر شاعری که با شعرش ارتباط برقرار میکنیم.

گفتم خیلی هم خوب،خب بخون صداتو برام بفرست

پیاده روی

  • ۱۰۴

قبل کرونا سعی میکردم هرزچندگاهی گردش مادر پسری بگذارم.

اما با کرونا هیچ روزی نبود که من جرات کنم که تنها با پسرک بیرون از خونه قدم بگذارم.

کرونا هست و باید با کرونا زندگی کرد.

تصمیم دارم روزهایی که هوا آلوده نیست.راس ساعت 2 به مدت نیم ساعت قدم زدن مادر پسری رو اجرا کنیم.

دست به دست هم تو کوچه پس کوچه های شهر.

راستش نه لزوما مادر پسری،همراه هم می پذیریم.

پرنده ها تو هوای آلوده میتونن نفس بکشن ؟

  • ۱۰۰

صدای چهچه پرنده رو درخت، با وجود در و پنجره بسته؛ تا انتهاترین قسمت خونه  میاد.

یا داره شکر خدا رو میکنه.

یا گله از یار که نیست.

یا لعن و نفرین به جون آدمها میفرسته که الحق حقمونه.

نرگس های خونه ما

  • ۹۷

ظاهر پیازهای جوونه زده گلهای نرگس ما ، میگه :

 

یک نفر به گل و گیاه علاقه داشته و رفته پیاز گل نرگس خریده و کاشته.

 

باطنش اما میگه :

 

یک همسر و یک پدر،دلش نیومد همسر و پسرش ،نرگس با رایحه اسپری ضدعفونی کننده بو بکشند و تا اول بهار براشون نرگس های خوشگل و خوشبو کاشت.

محمدصدرا من خوشبختم،میشه تو هم خوشبخت باشی؟

  • ۸۹

کاش یه نامه ای از بالادست بهم میرسید که میگفت:خیالت راحت پسرت تا الان خوشبخت بوده و تو تونستی از پسش بربیای.

برادرانه

  • ۱۰۲

امروز یکی از پوشکهای محمدرسا رو برداشتم و به محمدصدرا پیشنهاد دادم که برو هپی (اسم عروسکشه) رو بیار تا پوشکش کنیم.

از طرز برخورد محبت آمیزش و بغل کردن با عشقش و به آرومی گذاشتنش روی تشک تعویض شوکه شدم.

او هیچ نوزادی رو از نزدیک ندیده.

او حتی نشنیده که با نوزاد باید چطور رفتار بشه

 

 

 

بد و بدتر ؟!

  • ۸۹

من که هنوز هم میگم کرونا بهتر از آلودگی هواست،حداقل بهت اجازه میده پنجره خونه ات رو بازکنی و یه نفس عمیییییییییق بکشی.

مطالب پیشنهادی اول

مطالب پیشنهادی دوم