روزنوشت های یک مادر خانه دار (خدابامنه)

ز تمام بودنی ها تو همین از آن من باش که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد.

دایه نشیم،وقتی مامان هست

  • ۱۳۹

 

دارم به اتفاق دو روز پیش فکر میکنم،وقتیکه یه غریبه ی بی شخصیت  و کاملا نفهم☺️ با لحن بدی بهم گفت:«خانم بچتو ساکت کن.»
شاید اگه تو موقعیتش نباشید،درکش سخت باشه؛اما یادآوریش هنوز میتونه اشک منو دربیاره...
چطور میتونیم به خودمون اجازه بدیم به یه مادر تنها با دو‌ بچه، این حرف رو بزنیم؟!
#
امروز،محمد رسا، ده دقیقه آخر پرواز شروع کرد به گریه.
هر کی یه چیزی گفت.
از اینکه گوش کسی از گریه های پسرم اذیت بشه،معذب نشدم.
از اینکه به من راهکار میدادن ،ناراحت نشدم.
میدونستم درد پسرم چیه؟!
خسته شده بود.
میخواست تو بغل مامانش راه بره،اما مجبور بودیم ،بشینیم.
باید صبر میکردیم،تحمل صبر رو نداشت،ده ماهش بود.
اهل هواپیما شده بودند ،دایه،دایه بهتر از مادر.
گوشم میشنید حرفاشونو،اما ککم نمیگزید.
اگه کسی بهم میگفت:«خانم بچتو ساکت کن»،دیگه برنمیگشتم بهش بگم:«تو یه بی شخصیت نفهمی.»
من درد پسرکم رو میدونستم،دردی که هیچکس جز من نتونست تشخیصش بده و برای اثبات درد پسرم فقط سکوت کردمو به قشنگی جیغهاش،گوش سپردم.

#
راستش اینارو گفتم که بگم: اتفاق دو روز پیش هم درست از همین جنس بود،یه چهار ساله که بهونه باباش رو میگرفت و جیغ پشت جیغ.
اون روز هم مثل امروز،معذب نبودم از اینکه گوش کسی اذیت بشه.
به پسرکم تشر نرفتم.
بهش اخم نکردم.
سرش داد نکشیدم که بس کن.
من ساکت بودم،چون کاری ازم بر نمیومد و مطمئن بودم اگه باباش هم بهش میرسوندم جیغهاش ادامه داشت(و همینطور هم شد  و بعد از دیدن باباش،ماجرا تا تونست بیخ پیدا کرد)
بعد حرف اون آقای نامحترم بی شخصیت نفهم☺️ من طوریکه تا ده فرسخی صدام بره ،بلند گفتم:هر کی گوشاش اذیت میشه میتونه بره یه جا دیگه بشینه😡
و همین شد که سیل شکلاتها ،سمت محمدصدرا روانه شد.
این شکلات بده
اون شکلات بده
آخه خانم محترم
آقای محترم
این بنده خدا اگه با شکلات آروم میشد که مامانش ازش دریغ نمیکرد و نگم براتون که چقدر شکلاتها تو صورت مردم پرت شد😂(حقشون بود،میخواستن نیان به بچه جیغ جیغوی مردم، شکلات بدن😒)
کلافه شدم،صدرا رو بردم یه گوشه و حرفای نیش دار بهش زدم.
اگه باباتو پیدا کردم.
نمیذارم بابا تو رو بغل کنه
و ازین جور حرفها...
من همون مامان ساکت چند دقیقه قبل بودم،که جیغ بچه اش اذیتش نمیکرد.
اما الان بعد حرف اون آقای نامحترم و  بی شخصیت نفهم☺️اینجوری داره رفتار میکنه با پسرکش.

چرا ؟!
بنظرتون چرا من تو یک موقعیت مشابه در نقش مادر، به فاصله ۲روز،  دو رفتار متفاوت رو نشون دادم؟!
#
اگه تجربه مشابهی دارید ،برام بگید.❤️

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

مطالب پیشنهادی اول

مطالب پیشنهادی دوم