روزنوشت های یک مادر خانه دار (خدابامنه)

ز تمام بودنی ها تو همین از آن من باش که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد.

داروی بی درمون

  • ۱۰۳
چند روز پیش تو مسیر دیدو بازدید هزار بارمون از قطار و مترو و ریل راه آهن وقتی که قطار از روی پل زیرگذر میگذشت و پسر کوچولومون در صندلی قرمزش خواب بود ، بهش گفتم : محمدصدرا خیلی کم مریض شد.شاید یکی دوباره.اما یادته چجوری به زور دارو ها رو به خوردش می دادیم.گریه میکرد.بالا می آورد اما انگار وحی از سوی جبرئیل اومده بود که الا و بلا باید بهش بدید وگرنه آتش جهنم بر شما حلال باد.
یادته چقدر سر دادن قطره آد و آهن و مولتی ویتامین اذیت شدیم؟
گفت : آره.
گفتم : هرباری که با هردارویی گریه میکرد مینداختمش دور.یادته ؟
همونجوری که نگاهش به جاده بود و دنده رو عوض میکرد سرش رو تکون داد.
سرم رو تکیه دادم عقب .چشمهام رو بستم و دستم رو گذاشتم روی شکمم و گفتم :
"هیچ دکتری مثه من نمیتونست حال محمدصدرا رو خوب کنه ."
این رو با اعتماد به نفس کامل گفتم و با اعتماد و اعتقاد کامل به کارهام.
اینکه حالا دوتا دارو نخوره مهم نیست.
اینکه حالا یه روز صبح تا شب بشینه پای کارتون مهم نیست.
اینکه روزی که حالش بد میشه براش بازی موبایلی دانلود کنی و اجازه بدی تو حال خودش باشه اصلا عذاب وجدان نداره.
اینکه حتی اگه از سوزش گلو داره اذیت میشه ولی میگه من سیب زمینی سرخ شده میخوام هم اصلا مهم نیست.
تو قانون من وقتی که مریض هست همه دنیا به او تعلق خواهد داشت و این جوری شده که تو این سه سال کمتر از هم سن و سالهای خودش مریض شده و دوا و دارو خورده.
حالا دیشب تا صبح نخوابید و دل پیچه داشت.
من روش خودم رو ادامه میدم .
و همسر اصرار به روش دارویی داره.
من دارویی که رنگش زرد هست و اون رو یاد شربت زعفرونی میندازه رو با قول اسمارتیز بهش میدم و وقتی از خوردن شربت تلخ بعدی رو برمیگردونه،شربت رو میندازم سطل زباله تا یوقت نشه با زور بهش بدم.با گریه و ناراحتی.(البته این بار ننداختم دور :)) گفتم فردا آقای پدر از سرکار برگرده شاید بتونه با ترفندی بهش بده ؛اما بی شک اگه فردا هم طفره رفت از خوردن جاش تو سطل زباله است.)
من به دارو برای درمان بچه ها هیچ اعتقادی ندیدم.
من اگه پزشک اطفال بودم هیچ دارویی جز محبت و توجه تو دفترچه بچه ها نمینوشتم.
براشون کلی خوراکی خوشمزه تجویز میکردم و هیچ داروی شیمیایی به بدن این طفلهای معصوم وارد نمیکردم.
دارو جز گریه و ناراحتی و بالا آوردن برای بچه ها هیچی نداره.لااقل برای پسرک سه ساله من .
دارو بدترین درمان ممکن برای بچه هاست با هر دردی ... .
خدایا بلای مریضی رو از هر بچه ای دور کن .
 
نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

مطالب پیشنهادی اول

مطالب پیشنهادی دوم