خدا با منه

ز تمام بودنی ها تو همین از آن من باش که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد.

تلویزیون

  • ۶۹

تلویزیون

تلویزیون دیگه نیست.

دلم نمیخواست که نباشه اما به بودنش هم راضی نبودم.

صبح تا شب روشن نبود.همش دو ساعت در روز روشن میشد .

نیروی کمکی بود ساعت 1 تا 3 ظهر که من استراحت کنم و او کارتون ببینه.

سوگلی خونه بود تو اون دو ساعت معجزه آسا.

از دیشب دیگه نیست.

از دیشب وقتی که کنترل تلویزیون پرت شد سمتش.

ناراحتم نه برای نداشتن تلویزیون.

برای اینکه ساعت یک تا سه ظهرم رو چجوری استراحت کنم ؟!

چند وقت پیش میخواستم یه پست بذارم و بنویسم :

"اگه بخواهیم دور هم باشیم باز هم نمیشه چون یه مزاحمی داریم به نام تلویزیون".

نذاشتم اون پست رو .نمیدونم چرا.

اما حرف دلم رو خوند و خودش رفت.

من دوست داشتم،حداقل قد همون دو ساعت در روز.

یا اون شبهایی که بعد خوابیدن محمدصدرا وصل میشدی به موبایلم تا از نماوا یه فیلم سینمایی خوب پیدا کنم و تو سایز بزرگتر ببینم.

حالا دیگه نیستی.

نه اینکه نتونی باشی.میتونی برگردی.

اما باید از تو خداحافظی کنیم،گویا قطعه ات نیست تو بازار و به یه مدل جدید سلام.

حالا اگه هم قطعه ات بود فرقی به حال ما نمیکرد.

من چطور میتونستم خودم رو راضی کنم پول بی زبون رو بدم به تعمیر چیزی که فکر میکردم مزاحم زندگیمه؟

حالا خریدن مدل جدید که جای خود دارد و بس.

خلاصه ما کی دوباره تلویزیون دار بشیم ،خدا داند و بس.

حالا امروز که از کارتون خبری نیست.تا یاد بگیره هر چی دم دستش اومد پرت نکنه.گرچه همچنان مشغول پرتاب هست.

خدایا در این راه پر پیچ و خم ما را یاری کن و دوره ناندرتالی فرزندمان را سریعتر ختم به خیر.

 

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

مطالب پیشنهادی اول

مطالب پیشنهادی دوم