خانم نویسنده ای که من باشم...

پیاده روی در مسیر توسعه فردی

تار موی سفید

  • ۳۳۷
اولین تار موی سفیدم سر یه دعوای شدید زن وشوهری بود.
اصلا یادم نمیاد که موضوع دعوا چی بود.
اما خوب یادم مونده که وقتی رفتم و یه آبی به دست و صورتم بزنم تو آینه دستشویی یه تار موی سفید بین موهای سیاه خودنمایی میکرد.
و من زار زار زدم زیر گریه که ببین چی کار کردی و موهام رو سفید کردی ؟!
از اون روز اون تار موی سفید بلای جونم شده بود.
و مدام رو مخم میرفت که باید یه جوری محوش کنم.
آخر سر هم از صحنه روزرگار محوش کردم و دیگه پیداش نشد.
دومین تار موی سفیدم عمرش یک ماهی میشه.
بعد از یه بحث شدید مادر و پسری وقتی که دوباره رفتم دستشویی تا یه آبی به دست و صورتم بزنم و مثلا آروم بشم ،یه چیز براق میون موهای سیاه خودنمایی میکرد.اولش فکر کردم بازتاب نور،اما دقت که کردم دیدم نه این یه تار موی سفید.
اینبار از گریه و زاری خبری نبود .ایندفعه خیلی خیلی فرق داشت.
عاشق این تار موی سفیدم شدم و اصلا به فکر منحدم کردنش نیستم.
 
نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

مطالب پیشنهادی اول

مطالب پیشنهادی دوم