باران برای عشق می بارد

ز تمام بودنی ها تو همین از آن من باش که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد.

آرزوی باران

  • ۳۷
دومین شب از دومین ماه از چهارمین فصل سال بود.
آسمان پر شده بود از گلوله های ابری پنبه ای .
ماه می درخشید.
هوا لطیف بود؛ لطیفتر از عطر نرگس.
مطبوع تر از بوی یاس.
و زیباتر از رز صورتی.
در یک خانه در یک اتاق دنج و تاریک
پسرک پشت پنجره از ته دل آرزوی باران کرد.
دخترک از ته قلب آرزوی پسر را آرزو کرد.
در آغوش یکدیگر خوابشان برد.
صبح زمین خدا بوی باران گرفته بود.
نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

مطالب پیشنهادی اول

مطالب پیشنهادی دوم