روزنوشت های یک مادر خانه دار (خدابامنه)

ز تمام بودنی ها تو همین از آن من باش که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد.

دعوا

  • ۱۱۱

 

نیمه های شب یکی از شبهای زندگیشون بود که صدای شکسته شدن چیزی از واحد طبقه بالایی اومد و به دنبالش صدای زن و شوهر بلند شد...

تا حالا اونها رو ندیده بود ، اما از دیوار ها و تابلوهای رنگی رنگی خونه شون فکر میکرد که همیشه زندگیشون رنگی و آرومه؛

غافل از اینکه تو همه زندگی ها لحظه هایی هست که دلچسب نیست

#داستانک

#دعوا

#خدابامنه

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

مطالب پیشنهادی اول

مطالب پیشنهادی دوم